تبلیغات
خاطرات نبی اکرمی - یادش بخیر

یادش بخیر

نویسنده : مسعود شنبه 24 اسفند 1387 11:56 ب.ظ  •    ارسال شده در: دانشجویی

یاد همه ی پست های قبلی بخیر
از اون باقلایی که نخوردیم (حالا فهمیدم چرا ...)


یا اون حاضرایی که نخوردیم (آخه من که داشتم از کلاسه آدم در مذهب در می رفتم با توجه به خاطره ای که از زرنگیه دخترای آی تی به یاد داشتم فکر میکردم حاضر رو خوردم اما غافل از تنبلیه ... )

و قدرت شخصیت شناسی بالای من که فهمیدم همه ی کفشا دخترونس
همچنین ماکارونی هایی که نخوردیم و چرخ دستی های رفاه  (که چند تاشو خودم با توجه به مهارتم در drive که دوستان خود واقفند ردیف کردم)و نسکافه هایی که ...
نمایشگاهم که بین المللی بود البته دوستان لذت شیرینی شو با آیس پک خراب کرده اند
مرتبط با شعر ادبی هم  اینجا
برین 
اون جلسه هم که خیلی بهم چسپید چون داشتیم بیرون کپسول می ترکوندیم
و
آخرشم با اینکه یه لحظه هم رو صندلی کلاس ننشسته بودم رفتم حاضرم زدم

و اون تعقیب و گریزهایی که با واکسیه داشتمو شیرجه ای که به آسفالت زدم (نخندین سرتون میادا )

از اینا که بگذریم حالا که سه چار روزه تعطیلیم دلم تنگه یو سی انه خودمونه ، 15 فروردین کی میخواد بیاد !




آخرین ویرایش: - -

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.