تبلیغات
خاطرات نبی اکرمی - akeeeees

akeeeees

نویسنده : مسعود شنبه 29 فروردین 1388 12:12 ق.ظ  •   

ابتدا و انتها برای سلامتی خودتون بخوایین نخوایین  دو ، سه  تسبیح صلوات بفرستین و تکبیر بگین
اینم بگم که این پست پیشنیاز ، همنیاز نداره و نخونینم پاس شدین
این پست کاملا تقلیدی است ، سال نوآوری تموم شده ، با صرفه جویی هر چقد میخوایین تقلید بازیافت  کنین چون این یه نوع الگوی مصرفه اصلاح شده است
دیروزه سه شنبه بود ما بعده یه ساعت چشم تو چشم شدن با این مدیره (ها ، ها ، ها مدیریت همینه )
با وحید و فری رفتیم هندونه بخریم دوشنبه بازار بود و کلی میوه یه وانتیه پیدا کردیم .
حاجی یه هندونه ی باحال بده پیش بروبکس کم نیاریم ، حاجی یه سیرچ کرد و  یکیشو برداشت
تا خواست ببره گفتیم دست نگهدار ، دیگه تابلو شد که خوبه
رسیدیم که به ماشین هندونهه نشست پیش خودم تا نگاش کردم دیدم یه سوراخ داره همچین که کم مونده اونورش دیده شه
برگشتیم تا چنجش کنیم ، خودم رفتم جلو یکی یه مشت و لگد حواله ی هندونه ها کردم و به فری گفتم اینو بردار
حالا بعده شیرینیو آبمیوه با کلی !!!!!!!!!!!!! ، نوبته هندونه بود به به

boys

اینجا که اثری از هندونه نبید

اینم هندونش

hend

بیچاره تا چاقو (قمه) رو دید رنگش پریدا !!

بعده آمار اومدم دیدم در ماشینو له کردنو فلنگو بستن
من که میگفتم آمارو بیخیال شیم (بریم شاه گلی! ) به دلم افتاده بودا
حالا با اعصاب خط خطی و شکم قور قوری کجا بریم
(بعده اینکه جوجه ، از دست رفت ) ممد نصیب من شدو دبرو که رفتیم ملقلبه اشورا
ما که گشنمونه؟ سال اصلاح مصرف الگو هیچی هم نخوری میشه ( تقلبل ا... )
سه تا ماشین بودیم
وحید گفت پشتسر من بیایین که گم نشین ما هم گفتیم چشم
چی شد نشد اونا هر دو شون گم شدن !
ما که رسیدیم ( به هر ترتیبی بود )


 ما عکسامونو گرفتیمو تکلیفمونم ادا کردیم
تازه دالتونا از را رسیدن

dals

جمع شدیم و رفتیم موزه استاد بتونی
اینم عکساش

mthree

اوا اینکه عکسه نمایشگاهه البته به پای نمایشگاهه بزرگه ای تی نمیرسیدا . قلوهای احمدم اومده بودن یکیشونم داره عکس میگیره


4sori

اینم که 4 شنبه سوریه و کاپرفیلد

end


اینام که شام آخره و شام اوله

پس این عکسای موزه بهتون چی شد (سلطان موسیقی جهانم تو ملقبله اشورای ما بود و ما خبر نداشتیم) 
eeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeee!
من باطریم ته کشید دیگه عکسی از موزه ندارم ( چی؟نه چی گفتی؟ میدادیم پیرمرده با دوربینش ازمون عکس میگرف؟ ماحال بید! )
عکسای هنریش دست سام و باکیفیتاش دسته رضاس و اونیکیام دسته فریه


آخرین ویرایش: چهارشنبه 2 اردیبهشت 1388 01:31 ق.ظ

سه شنبه 1 اردیبهشت 1388 10:30 ب.ظ
ممد شرمنده من بد خونده بودم معذرت میخوام
معذرت میخوام
معذرت میخوام
معذرت میخوام
معذرت میخوام
کافیه یا بازم بگم معذرت میخوام
سه شنبه 1 اردیبهشت 1388 04:59 ب.ظ

na farzin in jeghele kheili rosh ziade ke dare javab mide.akhe to ke jorat nadari esme kasifeto begi kheili bija kardi nazar dadi
سه شنبه 1 اردیبهشت 1388 09:26 ق.ظ
غریبه اولا تو که دیگه واسه من غریبه نیستی دستت رو شده از یه جای دیگه میسوزی بیخودی گیرنده دوماً همین هایی که نماینده گفت کافیه!!!!!
سه شنبه 1 اردیبهشت 1388 01:13 ق.ظ
معمولا اونایی که مشکل دارن از عکس فرار میکنن در ضمن حیف اون یونی که بی ادبی مثله یو جایه بقیعه رو گرفته!
دوشنبه 31 فروردین 1388 10:34 ب.ظ
aghaye ya khanoume GHARIBE avvalan harfe dahanetoo befahm, alabate ba arze pozesh az bachaa,doyoman be to hich rabti nadare, sevomiram bezar to hesabe hamoun dovomi
دوشنبه 31 فروردین 1388 11:08 ق.ظ
eyval.hamaton khosh aksin.
دوشنبه 31 فروردین 1388 01:46 ق.ظ
چقدر عکس از پسرها میذارین نکنه دختراتون زشتن که فقط کفشاشونو میذارین!
منتظر عکس خواهانیم
یکشنبه 30 فروردین 1388 09:34 ق.ظ
عكسا قشنگند؛ ولی من همه رو 2تا میبینم!
شنبه 29 فروردین 1388 02:15 ب.ظ
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
شنبه 29 فروردین 1388 03:10 ق.ظ
جاتون خالی موقع رفتم نرسیده به نصف راه یه سرعت گیر هس اول مسعود پرید پشتش من پرواز کردم بماند که داشتم یکی رو زیر میگرفتم ولی حال داد
شنبه 29 فروردین 1388 02:52 ق.ظ
خاطره ی مصور به این میگن!!!
شنبه 29 فروردین 1388 02:29 ق.ظ
همه لین اتفاقا 3 شنبه افتاده؟؟؟؟
شنبه 29 فروردین 1388 02:07 ق.ظ
این مهندس آخر کارشو کردا
دیدی نظرات پستای منو پاکیده همه رو